قلبِ وطن

بسم الله الرحمن الرحیم درچنین روزهای سخت منتظرم وعده‌های خدایم محقق شود. معلوم است خدای ما دل‌سوختگان، خدای وطن فروشان بی‌احساس نیست، خدای منافقین و دشمنان اسلام نیست.

ننوشتن برای من سخت‌تر است، تا نوشتن، ولی مگرقلم توان به تصویر کشیدن همه آنچه را که می‌ترسیدیم به سرمان بیاید، و آمد را، دارد؟
ای عزیز امت اسلامی رهبرشهید و فرزانه ما؛ تو مردانه و شجاعانه ایستادی!درکنار دختر و عروس و داماد و  نوه ۱۴ ماهه ات بودی،درخانه‌ای که دوست و دشمن مختصات آن را می‌دانست!
اهل فرار نبودی! همچون جدت علی شجاع بودی! و ما از زنده بودنمان خجالت می‌کشیم!چون تا زمین زمین بود و زمان زمان شعار جاری بر زبان ما این بود که تا خون در رگ ماست؛ هدیه به رهبر ماست. ما جان فدای رهبریم؛ فداییان حیدریم، اما به چشم دیدیم که شما، خودتان، خانواده اتان و نور چشمانتان را فدای ما و امت اسلام و جمهوری اسلامی ایران کردید.

قلم شکسته‌ام توان نوشتن را ندارد..اما این‌گونه شهید شدن در قلب وطن حق شما بود ، وطنی که ۸۶ سال در آن نفس کشیدید، برای وجب به وجب این خاک جنگیدید و جانباز شدید.سالها با درد خوابیدید و برخاستید و خم به ابرو نیاوردید!سالها نیش و کنایه و تهمت را تحمل کردید. شک ندارم پیروز این نبرد ماییم و ظلم بزودی پایان می‌یابد و دشمنان اسلام نابود خواهند شد!
پرده‌ها افتاده و نوشتن از آنچه به نمایش درآمده دیگر نیاز نیست آنچه همه با گوشت و پوست‌مان حس می‌کنیم.

یک ایران تا ابد دلتنگ شنیدن صدا و دیدن روی ماه شما خواهند بود ..💔
خدایا تو شاهد باش که ما عزیزترین هایمان را در این مسیر هدیه دادیم. فرج مولایمان آن خورشید عالمتاب؛ امام عصرمان عجل الله تعالی فرجه الشریف را هرچه زودتر برسان.

آمین یا رب العالمین

روایت‌گر:دختران حاج قاسم ، اسرا برکم

مطالب مرتبط

ارسال نظر

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

ارسال روایت

روایت خود را با ما به اشتراک بگذارید

محبوب‌ترین روایت‌ها

×
Campaign