گشایش شگفت آورِ بعد از غم

آقا امیرالمومنین: "اُقسم باالله قَسَما حَقا اِنّ بعد الغَم فَتحا عجبا بخدا قسم! که همیشه بعد از غم، گشایشی شگفت آور خواهد بود"

از صبح گریه‌ام بند نمی‌آید مردم به یکدیگر نگاه می‌کنند و اشک می‌ریزند، برخی در آغوش برخی دیگر و برخی نیز در گوشه و کنار رو گرفته اند، تا صدای رهبر شهیدم از نوای باند ها پخش می‌شود گریه ی مردم اوج می‌گیرد و کسی در پشت سرم با جیغ ‘رهبرم رهبرم’ می گوید و او را از ته وجودش صدا میزند، برمیگردم تا تسلی بدهم میبینم دخترک نوجوان کم حجابیست که دارد از شدت گریه جان می دهد…!

به مهربان بودن آن پدر فکر میکنم به این غم عظیم که بر سرمان آمد به نسیمای خنک وجودش که قوت قلب همه امت اسلام و ایران و ایرانی بود!

نوای شعار ها و رجز خوانی ها که به گوش می‌رسد ملت شریف ایران از خشم و ایستادگی و مقاومت یکپارچه شعار می‌دهند،ملت ایران نمرده است و خدای آنها همواره در حال نصرت این ملت اسلامی است و با صدای های یکپارچه حضور خود را تا ظهور اعلام میدارند و جان های ناقالبشان برای جمهوری اسلامی عطا می‌کنند و گویی این صدای جمعیت عظیم ملت در شهرستان کوچک ما به عرش الهی می‌رسد؛ چرا که این صدای ایستادگی و پیروی از راه حق و آن سید والا مقام خراسانیست که رسم مبارزه و ایستادگی را به ملت آموخت!

در این بین رسم ما خراسانی ها این است به آقایمان امام رضا سلام بدهیم و من برای غریبی خودمان گریه میکنم از امام رضا میخواهم مارا از این غریبی نجات بدهد…

مردم اضطرار ظهور را اکنون بیش از پیش درک می‌کنند!و از صبح تا کنون که با مسائل عاشورایی مواجه شده اند رشد پیدا کرده‌اند به ولله که خون شهید این مردم را رشد داده است و بزرگ کرده و به اذن الله این مسیر حق اسلام پیروز است مثل همیشه…!

پروردگارا به پاکی آن دخترک که وقتی برایمان از اضطرار وجود حضرت قائم المهدی می‌خواندند و من برای وجود نازنین حضرت مهدی اشک می‌ریختم و عکس رهبرم را در آغوش داشتم و با حالت پاکی و معصومانه برگشت و خطاب به من گفت:ببخشید، ببخشید!

گفتم: جانم گفت: گریه نکن نزار آمریکا اشکاتو ببینه و خوشحال بشه) و پشت بندش شعار میداد و چون قدش به آن بالا های جمعیت نمی‌رسید با بالا و پایین پریدن میخواست مشت هایش را به دنیا نشان بدهد…

خدایا به پاکی این دخترک‌هایی که ایمان و یقینشان از منِ پر ادعا بیشتراست و معنای الله اکبر و هَیهات مِنّا الذلّة را به یقین رسانده اند هر چه زودتر ظهور آن منجی عالم بشریت و گشایش شگفت آور را برای ملت ایران و عالم مسلمان و بشریت جهانی عطا فرما؛ چرا که تا نیایی گره از کار جهان وا نشود!

پ.ن: سخن بسیار است و نای نوشتن کم!نوشته در تاریخ ۱۰ اسفند ۴۰۴ و ۱۱ رمضان کریم.

روایت‌گر:فاطمه ساعد از بجنورد

مطالب مرتبط

ارسال نظر

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

ارسال روایت

روایت خود را با ما به اشتراک بگذارید

محبوب‌ترین روایت‌ها

×
Campaign